زنان یاری دهنده امام زمان(عج)

ام خالد عبدی، بانویی است که استاندار عراق، یوسف بن عمرو به سبب عقیده شیعی و پیروی از زید بن علی بن الحسین علیه السلام در کوفه، دست او را قطع کرد. وی در راه عقیده و عبادت خویش، استواری و پای‌ بندی قاطعی داشت و در بیان معارف دین و ابراز عشق و ارادت به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله برابر مخالفان، هیچ کوتاهی و مسامحه ‌ای روا نمی ‌داشت.(10)

 

 

یکی از آرزوهای دیرینه بشر گسترش عدالت به معنای واقعی در سرتاسر گیتی است و این آرزو به شکل نوعی اعتقاد در ادیان الهی تجلی نموده است. در طول تاریخ کسانی که مدعی تحقق این ایده شدند، طرح ها ریختند و چاره ها اندیشیدند، ولی نتوانستند بشر خسته دل را امیدی بخشند. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تنها چراغ فروزانی است که می تواند تاریکی ها و غبار خستگی را از انسان دور کند. روزی که او می آید و حکومت واحد جهانی تشکیل می دهد، انحراف ها و بی عدالتی ها را محو می سازد و ابرهای خودخواهی و نفاق را کنار می زند. در آستانه ظهور امام، حوادث شگفت انگیزی اتفاق می افتد که یکی از آن ها بازگشت گروهی از مؤمنان واقعی برای درک و تماشای عظمت و شوکت جهانی اسلام خواهد بود؛ البته عده ای از کافران بد طینت نیز در این میان پیش از آخرت به دنیا باز می گردند تا به سزای پاره ای از اعمال ننگین خود برسند.


رجعت کنندگان


روایاتی که رجعت کنندگان را معرفی می کند، به دو دسته تقسیم شده اند:

1. بعضی روایات به طور عموم دلالت می کند که تمام مؤمنان خالص (زن و مرد) و کفار و معاند (زن و مرد) که در طول تاریخ در روی زمین زندگی کرده اند، بر می گردند. امام صادق علیه السلام فرموده است: « همانا رجعت عمومی نیست؛ بلکه خصوصی است، بر نمی گردند مگر مؤمنان خالص و کفار محض».(1) 
2. بعضی از روایات، رجعت‌کنندگان را با اسم و مشخصات معرفی می‌ کند.

در این میان گروهی از یاوران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، زنانی هستند که خدا به برکت ظهور امام آنان را زنده می کند و آن ها بار دیگر به دنیا رجعت می کنند.

در منابع معتبر اسلامی، نام سیزده زن آمده است که به هنگام ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده خواهند شد و در لشکر امام به مداوای مجروحان جنگی و پرستاری بیماران خواهند پرداخت. در روایتی آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: « همراه مهدی سیزده زن خواهند بود». مفضل بن عمر از حضرت پرسید: «آن‌ ها را برای چه کاری می ‌خواهد؟» حضرت فرمود: «برای مداوای مجروحان و رسیدگی به مریض‌ ها؛ همان ‌گونه که وقتی همراه پیامبر بودند، چنین می‌کردند». مفضل پرسید: «نام آن ها را بفرمایید». حضرت فرمود: «قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیّه، سمیه مادر عمار بن یاسر، زبیده، ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیه، صبانه ماشطه و ام خالد جهنیه».(2)

هر چند در حدیث امام صادق علیه السلام فقط از نه نفر از آنان نام می برد، اما باید توجه داشت زنانی همچون «صیانه» که مادر چند شهید بود و خود نیز با وضعی جانسوز به شهادت رسید، سمیه که در راه دفاع از عقیدۀ اسلامی خود، سخت‌ ترین شکنجه ‌ها را تحمل نمود و تا پای جان از عقیدۀ خود دفاع کرد، ام‌ خالد که برای حفظ اسلام جانباز شد و نیز دیگرانی همچون زبیده، کسانی بودند که زرق و برق دنیا هرگز آنان را از اسلام باز نداشت؛ بلکه آن ها از آن امکانات در راه عقیده خود استفاده کرده و در مراسم حج که یکی از ارکان دین است، به کار بردند. بعضی نیز افتخار دایگی رهبر امت را داشتند و خود نیز از معنویات زیادی برخوردار بودند و بعضی دیگر، از خانوادۀ شهیدانی بودند که خود، پیکر نیمه ‌جان فرزندان ‌شان را حمل کردند. این افراد با داشتن چنین شرایطی ثابت کردند که می ‌توانند گوشه‌ ای از بار سنگین حکومت جهانی اسلام را بردوش گیرند.

زنان مؤمن

سمیه، مادر عمار یاسر

هفتمین فردی که به اسلام گروید و بدترین شکنجه ‌ها را نیز تحمل کرد، سمیه بود.(3) او و شوهرش، یاسر در دام ابوجهل گرفتار شده بودند و او به آن ها دستور داد که به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دشنام دهند، اما آن ها چنین کاری نکردند. ابوجهل زره آهنی به سمیه و یاسر پوشاند و آن ها را مقابل آفتاب سوزان نگه ‌داشت. پیامبر صلی الله علیه و آله که گاهی از کنارشان عبور می ‌کرد، آن ها را به صبر و مقاومت سفارش می‌ کرد و می ‌فرمود: «ای خاندان یاسر صبر پیشه کنید که وعده‌ گاه شما بهشت است». سرانجام ابوجهل با ضربتی آنها را به شهادت رساند.(4)


ام ایمن

این زن که نامش "برکه" است، دختر "ثعلبه بن عمرو بن حصن بن مالک" و خدمت‌ گزار "آمنه"، مادر پیامبر و کنیز پیامبر صلی الله علیه و آله بود. آن گاه که رسول خدا صلی الله علیه و آله مادر خود را از دست داده بود، وی پرستاری حضرت را برعهده گرفت و به اصطلاح، خدمت ‌گزار رسول خدا صلی الله علیه و آله محسوب می‌ شد. پیامبر صلی الله علیه و آله درباره اش می ‌فرمود: «او باقی ‌ماندۀ خاندان من است».(5) او از شیفتگان امامت بود که در ماجرای فدک، حضرت زهرا علیها السلام او را به عنوان شاهد معرفی کرد و پنج یا شش ماه پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان خلافت ابوبکر از دنیا رفت.(6)


صیانه

از دیگر زنان رجعت کننده در دوران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که به یاری حضرت می پردازند، "صیانه" است. درباره او آمده می نویسند: «در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیزده تن برای معالجۀ زخمیان زنده گشته و به دنیا باز می‌ گردند. یکی از آنان "صیانه" است که همسر "حزقیل" و آرایشگر دختر فرعون بوده است. شوهرش "حزقیل" پسرعموی فرعون و گنجینه دار او بوده و به گفتۀ او، مؤمن خاندان فرعون است که به پیامبر زمانش، موسی علیه السلام ایمان آورد».(7)

نسیبه، دختر کعب

وی که همسر "زید بن عاصم" و از بانوان مجاهد و صحابی فداکار رسول خدا صلی الله علیه و آله و راوی حدیث از آن حضرت بوده است. درباره او نوشته ‌اند: «‌ در بیعت عقبه که 62 مرد از قبیله خزرج شرکت داشتند و با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردند، دو زن یعنی نسیبه و خواهر وی هم حضور داشتند و بدون اینکه به هنگام بیعت، دست رسول خدا صلی الله علیه و آله به دست آن ها بخورد، با آن حضرت بیعت کردند و به اطاعت پیامبر صلی الله علیه و آله اقرار و تعهد نمودند».(8)

او که کنیه اش "ام عماره" است، در بیعت رضوان، جنگ احد و در جنگ یمامه که بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله با مسیلمه کذاب واقع شد، حضور داشته است. ایمان و اخلاص و فداکاری وی در جنگ احد، به جایی رسید که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «وفاداری و مقاومت نسیبه، بهتر و بالاتر از بسیاری از مردها می‌ باشد».(9) در جنگ "یمامه" نیز دوازده زخم برداشت و حتی یک دست وی هم قطع شد.


ام خالد عبدی

ام خالد عبدی، بانویی است که استاندار عراق، یوسف بن عمرو به سبب عقیده شیعی و پیروی از زید بن علی بن الحسین علیه السلام در کوفه، دست او را قطع کرد. وی در راه عقیده و عبادت خویش، استواری و پای‌ بندی قاطعی داشت و در بیان معارف دین و ابراز عشق و ارادت به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله برابر مخالفان، هیچ کوتاهی و مسامحه ‌ای روا نمی ‌داشت.(10)


زبیده

او، همسر هارون الرشید و از شیعیان بود. وقتی هارون از عقیدۀ او آگاه شد، سوگند یاد کرد او را طلاق دهد. او به انجام کارهای نیک معروف بود. زمانی که یک مشک آب در شهر یک دینار طلا ارزش داشت، او همۀ حُجاج و شاید مردم مکه را سیراب کرد. او دستور داد با کندن کوه ‌ها و احداث تونل‌ ها، آب را از خارج حرم مکه، به حرم آوردند. وی صد کنیز داشت که همگی حافظ قرآن بودند و هر کدام موظف بود که یک دهم قرآن را بخواند؛ به گونه ‌ای که از منزل او صدای قرائت قرآن همانند زمزمۀ زنبورهای عسل بلند بود.(11)


حبابه والبیه

بزرگانی همچون شیخ طوسی، شیخ کلینی، فیض کاشانی، محدث بحرانی، طبرسی، راوندی و علامه مجلسی، او را محدث و راوی حدیث از هشت تن از امامان معصوم، از امام علی علیه السلام تا امام رضا علیه السلام دانسته ‌اند. وی، راوی حدیث از امام علی علیه السلام بوده و در روزگار امام زین العابدین علیه السلام، 113 سال از عمر او می گذشت. در سال 183ق که امام موسی بن جعفر علیه السلام شهید شده و امام رضا علیه السلام عهده ‌دار امامت گردید، وی به حضور امام هشتم رسید؛ در حالی که عمر او در این روزگار، حداقل 235 بود. وقتی از دنیا رفت، امام رضا علیه السلام او را با پیراهن خود کفن کرده و به خاک سپرد. سن او هنگام مرگ، بیش از 240 سال بود. او، دوبار به جوانی بازگشت که یک بار به معجزه امام سجاد علیه السلام و بار دوم به معجزه امام هشتم علیه السلام بود. هشت امام معصوم علیهم السلام با خاتم خود بر سنگی که او همراه داشت، نقش بستند.(12)


قنواء، دختر رشید هجری

دانشمندان رجالی و اهل فقه و حدیث، مانند شیخ طوسی، برقی و مامقانی این بانوی بزرگوار را از بانوان یاور امام صادق علیه السلام و راوی حدیث از آن حضرت معرفی کرده ‌اند. میزان پایداری در عقیده و پای‌ بندی او به اسلام و تشیع و علاقه اش به امیرالمؤمنین علیه السلام، از جریانی که دربارۀ شیوه اسارت و شهادت پدرش توسط ابن زیاد نقل می ‌کند، مشخص می ‌شود.(13)


زنان غیرمؤمن


در حدیثی از امام باقر علیه السلام، از زنی خبر داده شده است که حضرت زهرا علیها السلام را خیلی رنج می ‌داد. این زن نیز از رجعت کنندگانی است که باز می گردد تا به سزای عملش در این دنیا برسد:« آگاه باشید اگر قائم ما قیام کند، حمیراء زنده می ‌شود تا اینکه آن حضرت به او تازیانه بزند و تا اینکه از وی برای فاطمه دختر رسول‌خدا انتقام بگیرد. روای از حضرت پرسید:« فدایت شوم! چرا بر او تازیانه می ‌زند؟» حضرت فرمود: «به سبب افترا و تهمتی که به أم ابراهیم زد». روای پرسید: «چرا خداوند، تا زمان قائم آن را به تأخیر انداخت؟» امام باقر علیه السلام فرمود: «به سبب اینکه خداوند، پیامبر را برای رحمتِ خلق مبعوث کرد، ولی مهدی را برای انتقام از دشمنان».(14)

_____________________________

پی نوشت:

1. حر عاملی، الایقاظ من الهجعۀ، باب 10، ص360.

2. طبری، دلائل الامۀ، ص260.

3. طبسی، چشم‌اندازی از حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص78.

4. ریاحین الشریعۀ، ج4، ص335.

5. تاریخ طبری، ج2، ص7.

6. قاموس الرجال، ج10، ص378.

7. ریاحین الشریعۀ، ج5، ص153.

8. ابن اثیر، اسدالغابۀ، ج5، ص 555.

9. بحارالانوار، ج20، ص 133.

10. آیت ‌الله خویی، معجم رجال الحدیث، ج14، ص 23، 108، 176.

11. چشم اندازی به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص77.

12. مامقامی، تنقیح المقال، ج23، ص 75.

13. شیخ عباس قمی، سفینۀ البحار، ج1، ص 522؛ ریاحین الشریعۀ، ج5.

14. صدوق، علل الشرایع، جلد 1و2، ص304.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : saberi80
تاریخ : سه‌شنبه 01 مهر 1393
حکومت جهانی امام مهدی چند سال به طول می‌انجامد

بعد از آنكه مصلحت الهى اقتضاء كرد امام زمان (عليه السلام) از پرده غيبت بيرون مى آيند، دشمنان و ستمگران در مقابل آنحضرت به صف آرايى مى پردازند و جنگهاى سختى پيش مى آيد كه به لطف خداوند و همّت پيروان صديق و وفادارشان آن حضرت در همه وقايع عليرغم تحمّل رنجهاى فراوان به پيروزى نائل مى شوند و حكومت عدل الهى را تأسيس مى نمايند كه در توصيف آن، ام السلمه از پيامير اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)نقل مى كند: ....

حكومت جهانى حضرت مهدى (عليه السلام) چه ويژگيهايى دارد و امام زمان (عليه السلام) چند سال حكومت مى كنند؟ 

بعد از آنكه مصلحت الهى اقتضاء كرد امام زمان (عليه السلام) از پرده غيبت بيرون مى آيند، دشمنان و ستمگران در مقابل آنحضرت به صف آرايى مى پردازند و جنگهاى سختى پيش مى آيد كه به لطف خداوند و همّت پيروان صديق و وفادارشان آن حضرت در همه وقايع عليرغم تحمّل رنجهاى فراوان به پيروزى نائل مى شوند و حكومت عدل الهى را تأسيس مى نمايند كه در توصيف آن، ام السلمه از پيامير اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)نقل مى كند: كه در سايه حكومت حضرت مهدى (عليه السلام) چنان عدالتى در جامعه مستقر مى شود كه زنده ها آرزو مى كنند اى كاش مرده ها زنده مى بودند و از آن عدالت بهره مند مى گشتند. و در مورد ديگر ضمن اشاره به اين حقيقت كه حضرت مهدى (عليه السلام) بر دلهاى مردم حكومت خواهند كرد مى فرمايند: شما را به مهدى، مردى از قريش بشارت مى دهم كه ساكنان آسمان و زمين از حكومت و فرمانروايى او خشنودند ... در دوره حكومت آن حضرت زمين بركات خود را به روى مردم مى گشايد، امنيت بر همه جوامع حاكميت پيدا مى كند، تعليم و تربيت و علم و دانش پيشرفت فوق العاده اى پيدا مى كند، در روابط اجتماعى صفا و صميميّت رواج مى يابد و ... حضرت كوفه را پايتخت حكومت خود بر مى گزينند و حتى امام صادق (عليه السلام) مى فرمايند: مسجد سهله خانه امام (عليه السلام) خواهد بود يعنى حضرت با خانواده اش در آنجا سكونت خواهند داشت. در زمينه مدّت حكومت آن حضرت اقوال متفاوتى در روايات وارد شده است; در برخى از روايات مدت حكومت امام زمان(عليه السلام)هفت سال، در برخى ديگر هشت سال و در بعضى ده و بيست و يا حتى هزار سال ذكر شده است كه جمع نمودن بين اين روايات گفته اند سالهاى آن زمان با سالهاى رايج در زمان ما فرق خواهد داشت، چنانكه در بعضى از روايات آمده است كه حكومت حضرت هفت سال است و هر سال آن به مقدار ده سال از سالهاى شماست. علامه مجلسى در بحارالانوار درباره اختلاف اين روايات مى نويسند: برخى روايات بر تمام مدت حكومت دلالت دارد، برخى بر مدت ثبات و استقرار حكومت، بعضى بر طبق سالها و روزهايى است كه ما با آن آشنائيم و بعضى احاديث ديگر بر طبق سالها و ماه هاى روزگار حضرت است كه طولانى خواهد بود و ... بااين همه آنچه مسلم است دوره حكومت آنحضرت كوتاه نخواهد بود زيرا با توجه به زحمات فراوانى كه انبياء و ائمه(عليها السلام)در طول تاريخ كشيده اند بعيد است نتيجه اش ايجاد يك حكومت 7 يا 8 ساله باشد، آنهم با اين همه روايات و توصيفاتى كه درباره آن حكومت جهانى از آدم تا خاتم نقل شده است; بهرحال مدّت اين حكومت به اندازه اى خواهد بود كه طعم عدالت به ذائقه بشريت چشانده مى شود و آنان بعد از تحمل قرن ها بى عدالتى و ستم، به يك جامعه جهانى عادلانه دست مى يابند كه مسائلى همچون اقتصاد، بهداشت، امنيت، دانش و صنعت، كشاورزى و ... در حدّ بسيار بالايى از سلامت و رشد و ترقى برخوردار خواهد بود.

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : saberi80
تاریخ : سه‌شنبه 01 مهر 1393
تبلیغات


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : saberi80
تاریخ : یکشنبه 30 شهریور 1393
غيبت كبرا

ﺎﺑﺖ ﺑﻪ را ﻣﻌﯿﻨﯽ ﺷﺨﺺ اﻣﺎم ﺻﻐﺮا ﻏﯿﺒﺖ ﺧﻼف ﺑﺮ او در ﮐﻪ اﺳﺖ زﻣﺎن اﻣﺎم ﻏﯿﺒﺖ از ﺑﺨﺶ دوﻣﯿﻦ ﮐﺒﺮا ﻏﯿﺒﺖ دوازده‌اﻣﺎﻣﯽ ﺷﯿﻌﯿﺎن ﺑﺎور در . ﻧﮕﻤﺎﺷﺘﻪ‌اﺳﺖ آﻏﺎز ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﻏﯿﺒﺖ از ﭘﺲ و( ﻗﻤﺮی ) ۳۲۹ ﺳﺎل از ﻏﯿﺒﺖ اﯾﻦ . ﺑﻬﺮه‌ﻣﻨﺪﻧﺪ وﺟﻮدش ﻓﯿﺾ از ﻣﻮﺟﻮدات اﻣﺎ ، اﺳﺖ ﭘﻨﻬﺎن ﻧﻈﺮﻫﺎ از اﻣﺎم ﻏﯿﺒﺖ دوران در ﺑﺮﭘﺎﯾﯽ و ﻋﺪل ﺑﺮﻗﺮاری ﺑﺮای ، ﮐﺮده ﻇﻬﻮر ﻣﻘﺪس ﻣﮑﺎﻧﯽ در ﺣﻀﺮت ﺧﺪا ﺧﻮاﺳﺖ ﺑﻪ دوران اﯾﻦ ﭘﺎﯾﺎن در . دارد اداﻣﻪ ﻧﺎﻣﻌﻠﻮم ﻣﺪﺗﯽ ﺑﺮای و ﺷﺪه‌اﺳﺖ . ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﻗﯿﺎم اﺳﻼم ﺷﺮﯾﻌﺖ ﮐﺒﺮی ﻏﯿﺒﺖ دوران در اﻣﺎم و ﺷﯿﻌﯿﺎن راﺑﻄﻪ : ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ رواﯾﺖ اﻧﺼﺎری ﻋﺒﺪﷲ ﺑﻦ ﺟﺎﺑﺮ از « اﻟﺪﯾﻦ ﮐﻤﺎل » در ﺻﺪوق ﺷﯿﺦ ﮐﺒﺮی ﻏﯿﺒﺖ دوران در ﺣﺠﺖ ﭘﺮﻫﯿﺰﮐﺎر داﻧﺸﻤﻨﺪان دوران اﯾﻦ در . ﺷﻮﻧﺪ ﻣﺮﺗﺒﻂ اﻣﺎم ﺑﺎ او ﻃﺮﯾﻖ از ﻣﺮدم ﺗﺎ ، ﻧﺪارد وﺟﻮد ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪه‌ای و ﺧﺎص ﻧﺎﺋﺐ دﯾﮕﺮ زﻣﺎن اﻣﺎم ﻏﯿﺒﺖ زﻣﺎن در . ﭘﺮداﺧﺖ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﻣﺮدم ارﺷﺎد و ﻫﺪاﯾﺖ ﺑﻪ او ﻋﺎم ﻧﺎﯾﺐ ﻋﻨﻮان ﺑﻪ (، ﻋﺞ ) زﻣﺎن اﻣﺎم ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻏﯿﺒﺖ از ﺑﻌﺪ ﺷﯿﻌﻪ وارﺳﺘﻪ و : ﮔﻮﻧﻪ‌اﺳﺖ اﯾﻦ ﻏﯿﺒﺖ روزﮔﺎر در دﯾﻨﯽ داﻧﺸﻤﻨﺪان از ﻣﺮدم ﭘﯿﺮوی ﻣﻮرد در زﻣﺎن اﻣﺎم ﻓﺮﻣﺎن اﯾﻤﺎﻧﯽ و ﻓﮑﺮی ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ آن‌ﮔﺎه . ﺑﻮد ﺧﻮاﻫﺪ زﻣﺎن اﻣﺎم از آﻧﺎن وری ﺑﻬﺮه اﺻﻠﯽ زﻣﯿﻨﻪ ، اﻧﺠﺎﻣﯿﺪ ﺧﻮاﻫﺪ ﻃﻮل ﺑﻪ ﺳﺎل‌ﻫﺎ ﮐﻪ ، ﻣﺮدم اﯾﻤﺎﻧﯽ و ﻋﻘﻠﯽ رﺷﺪ ﺧﻮاﻫﻨﺪ را او ﺑﯿﮕﻤﺎن ، ﮐﻨﻨﺪ ﻧﻈﺎره را زﻣﺎن اﻣﺎم وﺟﻮد ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﻮد روﺷﻦ ﮔﻮﻧﻪ‌ای ﺑﻪ دﻟﺸﺎن ﭼﺸﻢ و ﺑﺮﺳﺪ ﺧﻮﯾﺶ رﺷﺪ از اﻧﺪازه‌ای ﺑﻪ اﻧﺴﺎن‌ﻫﺎ [ ﻣﻨﺒﻊ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ] . دﯾﺪ : [۲] ﻣﯽ‌‌ﮐﻨﺪ ﺧﻼﺻﻪ ﭼﻨﯿﻦ را ﻏﯿﺒﺖ وﺟﻮد در " ﻟﻄﻒ " ﻣﻮﺿﻮع ﺷﯿﻌﯿﺎن دوازدﻫﻢ اﻣﺎم ﻏﯿﺒﺖ زﻣﯿﻨﻪ در ﺧﻮد اﺳﺘﺪﻻل در ﻣﺮﺗﻀﯽ‌ ﺷﺮﯾﻒ ﮐﺒﺮی ﻏﯿﺒﺖ در ﺣﺠﺖ ﻧﻘﺶ ﻫﺪاﯾﺖ و دﯾﻦ ﺣﻘﺎﯾﻖ و اواﻣﺮ ﺑﯿﺎن ﺑﺮای اﻣﺎم وﺟﻮد اﺳﺖ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺷﯿﻌﻪ ﮐﻪ ﺣﺎﻟﯽ در ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﯽ ﻏﯿﺒﺖ ﺑﻪ اﻧﺘﻘﺎد در ﺷﯿﻌﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎن ﮔﻮﯾﺪ ﻣﯽ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽ ﻋﻼﻣﻪ ﯾﺎ ﻣﻔﯿﺪ ﺗﻮاﻧﺪ ﻧﻤﯽ ﻃﺒﻌﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺮدم دﺳﺘﺮس در ﺗﻮاﻧﺪ ﻧﻤﯽ وﺟﻪ ﻫﯿﭻ ﺑﻪ ﮐﻪ ﻏﺎﯾﺒﯽ اﻣﺎم زﯾﺮا ﮐﻨﺪ ﻣﯽ ﻧﻔﯽ را ﮐﺎرﮐﺮد اﯾﻦ اﻣﺎم ﻏﯿﺒﺖ اﯾﺪه اﺳﺖ ﺿﺮوری ﻣﺮدم وی ﻧﯿﺴﺖ ﻧﯿﺎزی و ﺑﯿﺎﻓﺮﯾﻨﺪ را اﻣﺎم ﺧﻮاﺳﺖ ﻫﺮﮔﺎه ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﯽ او ، دﻫﺪ ﻧﺠﺎت را ﺑﺸﺮﯾﺖ ﺗﺎ ﺑﯿﺎورد آﯾﻨﺪه در را اﻣﺎﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﻣﯽ ﺧﺪا اﮔﺮ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ . ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻮﺛﺮ ﺑﻠﮑﻪ . ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺮدم ﻇﺎﻫﺮی ﻫﺪاﯾﺖ و دﯾﻦ ﻣﻌﺎرف رﺳﻤﯽ ﺑﯿﺎن ﺻﺮﻓﺎ اﻣﺎم وﻇﯿﻔﻪ ﮔﻮﯾﺪ ﻣﯽ ﭘﺎﺳﺦ در ﺷﯿﻌﻪ . ﺑﺮد ﺳﺮ ﺑﻪ ﻏﯿﺒﺖ در و ﺑﯿﺎﯾﺪ دﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﺘﺮ ﻫﺎ ﺳﺎل ﻫﺪاﯾﺖ را ﺧﺪا ﺳﻮی ﺑﻪ اﻧﺴﺎن ﺳﯿﺮ و دﻫﯽ ﺟﻬﺖ را ﻣﺮدم ﻣﻌﻨﻮی زﻧﺪﮔﯽ ﮐﻪ اﺳﺖ اﻣﺎم اﯾﻦ . ﺑﺎﺷﺪ ﻣﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺸﺮ ﺑﺎﻃﻨﯽ ﻫﺪاﯾﺖ و وﻻﯾﺖ دار ﻋﻬﺪه ﻫﻤﺰﻣﺎن وی ﺑﺎ ارﺗﺒﺎط در و ﮐﻨﺪ ﻣﯽ ﻧﻈﺎره را اﻧﺴﺎن روﺣﯽ و ﺑﺎﻃﻨﯽ ﺣﯿﺎت ﻫﻤﭽﻨﺎن اﻣﺎم ﺑﻠﮑﻪ . ﻧﺪارد اﻣﺎم ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﻇﻬﻮر ﯾﺎ ﻏﯿﺒﺖ ﺑﻪ ارﺗﺒﺎط ﻧﻘﺸﯽ ﭼﻨﯿﻦ اﯾﻔﺎی . ﮐﻨﺪ ﻣﯽ [۳] . ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻓﺮاﻫﻢ وی دﻧﯿﻮی آﻓﺮﯾﻨﯽ ﻧﻘﺶ و ﻇﻬﻮر ﺑﺮای زﻣﺎﻧﻪ اﮔﺮ ﺣﺘﯽ اﺳﺖ ﺿﺮوری زﻣﺎن ﻫﺮ در اﻣﺎم وﺟﻮد ﻟﺬا . اﺳﺖ آ


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : saberi80
تاریخ : چهارشنبه 05 شهریور 1393
غيبت صغرا

ﺪ ﻣﻨﺘﻘﻞ اﻟﺤﺴﻦ ﺑﻦ ﺣﺠﺔ ﻓﺮزﻧﺪش ﺑﻪ اﻣﺎﻣﺖ .ق.ه۲۶۰ ﺳﺎل در ﻋﺴﮑﺮی ﺣﺴﻦ ؛ ﺷﯿﻌﯿﺎن ﯾﺎزدﻫﻢ اﻣﺎم درﮔﺬﺷﺖ از ﭘﺲ اﻣﺎﻣﯽ دوازده ﺷﯿﻌﯿﺎن ﻋﻘﯿﺪه ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼت و ﺑﻮد ﺑﯿﺖ اﻫﻞ ﻣﮑﺘﺐ ﭘﯿﺮوان ﻫﺪاﯾﺖ ﻣﺘﮑﻔّﻞ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﻮّاب وﺳﯿﻠﮥ ﺑﻪ دوران ﻫﻤﺎن در وﻟﯽ ؛ ﻧﺪاﺷﺖ ﻋﻬﺪه ﺑﻪ را ﻣﺮدم اﻣﺎﻣﺖ آﺷﮑﺎرا ﭼﻨﺪ ﻫﺮ ﮐﻪ اﯾﻦ در آﻧﺎن ﺑﺎور ﺑﻪ [۱] . ﻧﻤﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﺻﻐﺮی ﻏﯿﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺷﯿﻌﻪ اﻧﺠﺎﻣﯿﺪه‌اﺳﺖ ﻃﻮل ﺑﻪ .ق.ه۳۲۹ ﺳﺎل ﺗﺎ ﮐﻪ وﺿﻌﯿﺖ اﯾﻦ از . ﻣﯩﮑﺮد ﺣﻞ را آﻧﺎن ﻓﻘﻬﻰ و ﻋﻠﻤﯽ ﻋﺜﻤﺎن : از ﻋﺒﺎرت‌اﻧﺪ ﻧﻔﺮ ﭼﻬﺎر اﯾﻦ . ﻣﯽ‌ﮐﺮده‌اﻧﺪ ﻃﺮح را ﺧﻮد ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﺑﻮده ارﺗﺒﺎط در اﻣﺎم ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﻃﺮﯾﻖ از ﺷﯿﻌﯿﺎن و ﺑﻮده‌اﻧﺪ او ﺧﺎص ﻧﺎﺋﺐ ﻧﻔﺮ ﭼﻬﺎر ﻣﺪت . ﺳﻤﺮی ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ و روح ﺑﻦ ﺣﺴﯿﻦ ، ﻋﺜﻤﺎن ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ ، ﺳﻌﯿﺪ ﺑﻦ . ﻧﻤﻮد وﻓﺎت ﻫﺠﺮی ۳۰۰ ﺳﺎل در و ﺑﻮد ﻧﺎﺋﺐ ﺳﺎل ۱/۵ ﻣﺪّت ﺑﻪ ﮐﻪ اﺳﺪی ﻋﻤﺮوی ﺳﻌﯿﺪ ﺑﻦ ﻋﺜﻤﺎن ، اﺑﻮﻋَﻤﺮوی -۱ . ﮔﺬﺷﺖ در ﻫﺠﺮی ۳۰۵ ﺳﺎل در و داﺷﺖ ﻋﻬﺪه ﺑﻪ را ﺧﺎﺻّﻪ ﻧﯿﺎﺑﺖ واﻻی ﻣﻘﺎم ﺳﺎل ۴۰ ﺣﺪود در وی ؛ ﻋﻤﺮوی ﺳﻌﯿﺪ ﺑﻦ ﻋﺜﻤﺎن ﺑﻦ ﻣﺤﻤّﺪ ﺟﻌﻔﺮ اﺑﻮ -۲ . ﮐﺮد وﻓﺎت ۳۲۶ ﺳﺎل ﺷﻌﺒﺎن در و ﺑﻮد ﺳﻔﺎرت ﻣﻘﺪّس ﻣﻘﺎم ﻣﺘﺼﺪّی ﺳﺎل ۲۱ ﺣﺪود در ﮐﻪ ﻧﻮﺑﺨﺘﯽ روح ﺑﻦ ﺣﺴﯿﻦ ، اﺑﻮاﻟﻘﺎﺳﻢ -۳ . ﮔﻔﺖ وداع را ﻓﺎﻧﯽ دار ۳۲۹ ﺳﺎل ﺷﻌﺒﺎن ﻧﯿﻤﻪ در و ﺑﻮده ﻣﻨﺼﺐ اﯾﻦ دار ﻋﻬﺪه ﺳﺎل ۳ ﻣﺪّت ﺑﻪ ( ﺳَﯿﻤُﺮی ) ﺳَﻤُﺮی ﻣﺤﻤّﺪ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ، اﺑﻮاﻟﺤﺴﻦ -۴ ﻋﻬﺪه ﺑﺮ را اﻣﺎم وﮐﺎﻟﺖ ﮐﻪ ﺑﻮده‌اﻧﺪ ﻧﯿﺰ دﯾﮕﺮی اﻓﺮاد ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﻬﺮﻫﺎی در و ﺧﺎص ﻣﻮارد در دوران اﯾﻦ در اﻟﺒﺘﻪ . ﺑﻮده‌اﺳﺖ ﻣﻄﻠﻖ و ﻋﺎم اﻓﺮاد اﯾﻦ وﮐﺎﻟﺖ ﺑﻦ اﺑﺮاﻫﯿﻢ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ ، [۳] اﻟﯿﺴﻊ ﺑﻦ ﺣﻤﺰة ﺑﻦ اﺣﻤﺪ اﻓﺮاد اﯾﻦ ٔ ﺟﻤﻠﻪ از [۲] . ﺑﻮده‌اﺳﺖ ﺧﺎص ﻧﻮاب ٔ واﺳﻄﻪ ﺑﺪون وﮐﺎﻟﺖ اﯾﻦ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺑﺮﺧﯽ ﮐﻪ داﺷﺘﻪ‌اﻧﺪ . ﺑﺮد ﻧﺎم ﻣﯽ‌ﺗﻮان را [۶] وﺟﻨﺎﺋﯽ ﻣﺤﻤﺪ اﺑﻮ و [۵] ﺻﺎﻟﺢ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ ، [۴] ﻣﻬﺰﯾﺎر ﻣﻮﻋﻮد ﻣﻬﺪی ، ﻫﺠﺮی ۳۲۹ ﺳﺎل در . ﮔﺮدﯾﺪ آﻏﺎز ﮐﺒﺮی ﻏﯿﺒﺖ آن ﺑﺎ ﻫﻤﺮاه و ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ ﭘﺎﯾﺎن ﺳﻤﺮی ﻣﺤﻤّﺪ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻬﺎرم ﻧﺎﺋﺐ وﻓﺎت ﺑﻪ ﺻﻐﺮی ﻏﯿﺒﺖ [۷] . ﺑﻮد ﻧﺨﻮاﻫﺪ ّ ﺟﻞ وّ ﻋﺰ ﺧﺪاوﻧﺪ إذن ﺑﻪ ﻣﮕﺮ ، ﻇﻬﻮری ﮐﻪ : ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ ﭼﻨﯿﻦ و ﻧﻤﻮد اﻋﻼم ً رﺳﻤﺎ را ( ﮐﺒﺮی ) ﺗﺎﻣّﻪ ﻏﯿﺒﺖ ﺷﺮوع و ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ و ﺳﻔﺎرت ﭘﺎﯾﺎن : ﺑﻮد ﻣﺤﺪود ﻧﻈﺮ دو از زﻣﺎن اﻣﺎم ﺻﻐﺮی ﻏﯿﺒﺖ . اﻧﺠﺎﻣﯿﺪ ﻃﻮل ﺑﻪ ﺳﺎل ﻫﻔﺘﺎد از ﮐﻤﺘﺮ ﮐﻪ زﻣﺎﻧﯽ ﻧﻈﺮ از ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﺻﻮرت ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﻮدﻧﺪ ﻫﻢ ﮐﺴﺎﻧﯽ اﻣﺎ ، ﺑﻮد ﭘﻨﻬﺎن ﻧﻈﺮﻫﺎ از اﻣﺎم ﭼﻪ اﮔﺮ ، ﻣﺪّت اﯾﻦ در ﮐﻪ ﻣﻌﻨﯽ اﯾﻦ ﺑﻪ . ﻧﺒﻮد ﺟﺎﻧﺒﻪ ﻫﻤﻪ ، ﻏﯿﺒﺖ اﯾﻦ ، ﻧﯿﺰ ﺷﻌﺎﻋﯽ ﻧﻈﺮ از اﻣﺎم ﻧﺰد ﺑﻪ را ﻣﺮدم ﺳﺆاﻻت و ﻧﺎﻣﻪ‌ﻫﺎ و ﻣﯽ‌ﮐﺮدﻧﺪ ﺑﺮﻗﺮار ارﺗﺒﺎط اﻣﺎم و ﻣﺮدم ﺑﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﻮدﻧﺪ اﻣﺎم ﺧﺎصّ ﻧﺎﺋﺒﺎن ﻫﻤﺎن اﻓﺮاد اﯾﻦ . ﺑﻮدﻧﺪ ﺗﻤﺎس در اﻣﺎم ﺑﺎ . ﻣﯽ‌رﺳﺎﻧﺪﻧﺪ ﻣﺮدم ﺑﻪ را او ﭘﺎﺳﺦ و ﻣﯽ‌ﻓﺮﺳﺘﺎدﻧﺪ ﯾﺎ ﻣ


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : saberi80
تاریخ : چهارشنبه 05 شهریور 1393
زندگی نامه امام مهدی

حضرت مهدى(عليه السلام) در نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر سامرّا متولّد گرديد

نام مشهور مادر آن حضرت، نرجس [نرگس] است

پنج سال از زندگانى او در حيات پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى گذشت

در آن مدّت، فعّاليّت مهمّ و اساسى امام عسكرى بر دو امر مهمّ متمركز بود:1ـ احتياط كامل از دستگاه حاكم،2ـ آشنا كردن او با ياران نزديك خود

امام مهدى(عليه السلام) پس از پدر، مسئوليت امامت را در سال 260 هجرى در پنج سالگى به عهده گرفت

خردسالى امام پديده اى شگفت آور نيست، همان طور كه حضرت يحيى در كودكى صاحب حكم نبوّت شد، چنان كه خداوند در سوره مريم، آيه 12 مىفرمايد: «يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّة وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا»اى يحيى! كتاب آسمانى را با نيرو بگير. و اين گونه او را در كودكى حكم نبوّت داديم

امام حسن عسكرى(عليه السلام) چند روز پيش از وفات، به دوستان خود، در مجلسى كه چهل تن از ياران وفادارش حضور داشتند و از جمله آنان محمّد بن عثمان و معاوية بن حكيم و محمّد بن ايّوب بودند، چنين فرمود

او بعد از من صاحب و خليفه شماست، او قائمى است، كه گردن ها منتظرانه، به سوى او كشيده مىشود

هنگامى كه زمين از ستم و ناروا پر شد، خروج مىكند، و زمين را از قسط و عدل سرشار مىسازد

غيبت صغرى از سال 260 هجرى تا سال 329 هجرى به طول انجاميد
امام مهدى(عليه السلام) با بعضى از ياران نزديك خود به طور مستقيم تماس مىگرفت و به آنان توصيه مىفرمود كه مشاهدات خود را در ميان مردم تبليغ كنند و سفارش مىكرد كه مكان و ساير خصوصيّاتى را كه راه وصول به سوى او را براى مقامات دولتى آسان مىساخت، پنهان دارند

آن حضرت به مسائل گوناگون مردم از طريق وكيلان و سفيران خود، كه مورد اعتماد او بودند، پاسخ مىداد; فقط با كسانى كه اخلاصشان محرز و مورد اطمينان كامل بودند و راز را افشا نمىكردند تماس مىگرفت

تلاش هاى پيگير معتمد، خليفه عبّاسى و پس از او معتضد، براى دستگيرى حضرت مهدى(عليه السلام) بىنتيجه ماند

مأموران براى چندمين بار در سامرّا خانه امام حسن عسكرى را محاصره كردند، همه جاى خانه را بازرسى نمودند، وقتى وارد خانه شدند از سرداب، بانگ تلاوت قرآن به گوش رسيد. بر در سرداب فراهم آمدند و آنجا را محاصره كردند تا كسى نه در آنجا به درون رود و نه از آنجا بيرون آيد. فرمانده سربازان بر در ايستاد تا همه سربازان به او پيوستند. امام(عليه السلام) از در سرداب بيرون آمد و از مقابلشان گذشت، وقتى از چشم ناپديد شد، فرمانده گفت: پايين برويد. گفتند آيا او نبود كه از برابر تو گذشت؟ جواب داد: من كسى را نديدم

پس چرا او را رها كرديد؟ گفتند ما پنداشتيم كه تو او را ديده اى
اموال و حقوق شرعىاى كه از طرف شيعيان به امام(عليه السلام) مىرسيد، توسّط نمايندگان و وكيلان توزيع مىشد و به مصرف واقعى خود مىرسيد

قسمتى از اموال به طور مستقيم به دست امام(عليه السلام)مىرسيد و قسمتى را نايب، بر وفق قواعد و احكام اسلامى در صرفِ حقوق، مصرف مىكرد

وظايف نوّاب آن حضرت، علاوه بر رسيدگى به امور مالى، گرفتن سؤالات و رساندن آن به امام و رساندن پاسخ امام به مردم بود


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : saberi80
تاریخ : چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران